تبليغاتX
پسر آریایی


پسر آریایی

همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها

مناجات به روش خودم!

سلام به همه دوستان عزیز

هفتم آبان روز بزرگداشت ابر مرد تاریخ ایران کوروش کبیر (ذوالقرنین)وهشتم آبان روز میلاد امام رضا(ع) رو به همه ایرانیها تبریک میگم.خواهش میکنم این مطلبو تا ته بخونید نظرم بهم بدید ممنون.

--------------------------------

خدایا میخوام به روش و زبون خودم باهات حرف بزنم ,با اینکه میدونی چی تو دلمه ,اما میگم که تو دلم نمونه.میبینی نه پیشونیم جای مهر داره, نه پسر پیغمبرم.منم گناه کردم ,تومونشو هم تو این دنیا هم تو اون دنیا باید پس بدم.تنها ترازوی عدل هم تو داری.میدونم بنده هارو اگه توبه کنن میبخشی ,اما من که همش غرق گناهم.دوست دارم, چون بامتهم های ردیف اول هم قشنگ حرف میزنی دوست دارم چون به آدم یک عمر فرصت جبران میدی.بگذریم.

ما آدما وقتی به دنیا می یایم تورو خوب میشناسیم ,آخه تازه از پیش تو اومدیم و گلمون خشک نشده و روح تو تازه داره میاد تو تنمون. اما تا پامونو میذاریم تو این دنیای خاکی یادمون میره از کجا اومدیم ,مثل مدرسه درسمونو میذاریم واسه شبه امتحان که وقته رفتنه.تا الان خیلی کفر گفتم و کفر شنیدم اما باز در گرفتاریها دستام میره به سمت تو بالا و لبام همش دعا میکنه اینم از ذات همه ی ادمهاست ,اما کوروش کبیر عشق من میگه دستهایی که میبخشند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا میکنند.من همیشه جلو تو افتاده بودم چون تو مقامت خیلی بالاست خودتم میدونی به هیچ کدوم از خلق الله نه رو میزنم نه خم و راست میشم.من شرم دارم به کسی بگم چمه اخه اونا هم خودشون هم نوع منن, اگه اونا میتونستن حل کنن منم که از جنس اونام مشکلمو حل میکردم.گره ی من به دسته اوس کریم باز میشه فقط.

خدایا عدالتت رو قبول دارم, میدونم که فقیر و غنی زشت و زیبا دارا و ندار و......مساوی بهشون نعمت دادی و همه همه چی تموم نیستن.

خدایا دوست دارم چون صاحبمی, زندگیمو دوست دارم چون تو بهم دادی, هر وقتم بخوای میگیریش.خدایا دارم با قلب صاف باهات حرف میزنم من که پسر پیغمبر نیستم چند تا کتاب دعا از حفظ باشم من با زبون خودم باهات حرف میزنم دوست دارم چون هر چیم گناه کنم مثل آدمهای ریا کار روی زمین وقتی میبینیم تف نمیکنی رو زمین.خدایا الان خیلیا جای تو مجازات میکنن.

خدایا الان که باهات حرف میزنم جز سلامتی که اگه دوست داشته باشی بهم بدی  چیزی نمیخوام.فکر نکنی با این حرفام میخوام هندونه زیر بغلت بذارم نه تو خودت از دل و فکر ما خبر داری میدونی از ته دل حرف میزنم.

خدایا خیلی بی حیا حرف زدم اما خودت ببخش عزیزم.

----------------------------------------

حیا بر جوانان چقدر خوش نماست     که سرمایه ی هر جوانی حیاست

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: پنجشنبه هفتم آبان 1388 ׀ موضوع: شعرها و حرفهای دلم ׀ لینک این پست ׀

لحظاتی با سهراب سپهری

پيغام ماهي ها

رفته بودم سر حوض
تا ببينم شايد، عكس تنهايي خود را در آب
آب در حوض نبود.
ماهيان مي گفتند:
 هيچ تقصير درختان نيست.
ظهر دم كرده تابستان بود،
پسر روشن آب، لب پاشويه نشست
و عقاب خورشيد، آمد او را به هوام برد كه برد.
به درك راه نبرديم به اكسيژن آب.
برق از پولك ما رفت كه رفت.
ولي آن نور درشت،
عكس آن ميخك قرمز در آب
كه اگر باد مي آمد دل او، پشت چين هاي تغافل مي زد،
چشم ما بود.
روزني بود به اقرار بهشت.
تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي، همت كن
و بگو ماهي ها، حوضشان بي آب است.
باد مي رفت به سر وقت چنار.
من به سر وقت خدا مي رفتم.

برای خواندن اشعار دیگر به ادامه مطلب بروید.


ادامه مطلب
نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ׀ موضوع: بهترینهای سهراب سپهری ׀ لینک این پست ׀

احمد شاملو

بر سرماي درون
همه
لرزش دست و دلم
از آن بود كه
كه عشق
پناهي گردد،
پروازي نه
گريز گاهي گردد.

آي عشق آي عشق
چهره آبيت پيدا نيست

و خنكاي مرحمي
بر شعله زخمي
نه شور شعله
بر سرماي درون

آي عشق آي عشق
چهره سرخت پيدا نيست.

غبار تيره تسكيني
بر حضورِ وهن
و دنج رهائي
بر گريز حضور.
سياهي
بر آرامش آبي
و سبزه برگچه
بر ارغوان
آي عشق آي عشق
رنگ آشنايت
پيدا نيست
برای خواندن اشعار دیگر به ادامه مطلب بروید.

ادامه مطلب
نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ׀ موضوع: بهترینهای احمد شاملو ׀ لینک این پست ׀

چند رباعی از ابوسعید

بازآ بازآ هرآنچه هستی بازآ

گر کافر و گبر و بت پرستی بازآ

این درگه ما درگه نومیدی نیست

صد بار اگر توبه شکستی بازآ

---

ناکامیم ای دوست ز خودکامی توست

وین سوختگیهای من از خامی توست

مگذار که در عشق تو رسوا گردم

رسوایی من باعث بدنامی توست

---

ما کشته عشقیم و جهان مسلخ ماست

ما بیخور و خوابیم و جهان مطبخ ماست

مارا نبود هوای فردوس از آنک

صد مرتبه بالاتر از آن دوزخ ماست

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ׀ موضوع: بهترینهای ابوسعید ׀ لینک این پست ׀

حرف دل همه

((اتوبیوگرافی))

در باغ « بی برگی » زادم

و در ثروت « فقر » غنی گشتم.

و از چشمه « ایمان » سیراب شدم.

و در هوای « دوست داشتن » ، دم زدم.

و در آرزوی « آزادی » سر بر داشتم.

و در بالای « غرور » ، قامت کشیدم.

و از « دانش » ، طعامم دادند.

و از « شعر » ، شرابم نوشاندند.

و از « مهر » نوازشم کردند.

و « حقیقت » دینم شد و راه رفتنم.

و « خیر » حیاتم شد و کار ماندنم.

و « زیبایی » عشقم شد و بهانه زیستنم.

<<علی شریعتی>>

ادامه اشعار را در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 ׀ موضوع: اشعار و سخنان شریعتی ׀ لینک این پست ׀

چند رباعی از خیام

ماییم و می و مطرب و این کنج خراب

جان و دل و جام و جامه در رهن شراب

فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب

آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب

***

افسوس که نامه جوانی طی شد

و آن تازه بهار زندگانی دی شد

آن مرغ طرب که نام او بود شراب

افسوس که ندانم که کی آمد کی شد

***

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم

وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

فردا که ازین دیر فنا در گذریم

با هفت هزار سالگان سر به سریم




نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 ׀ موضوع: بهترینهای خیام ׀ لینک این پست ׀

آهسته عزیزم!

من کور عشق تو بودم ،صدای شکستن قلبها در اطراف
اشکهایم تمام شدنی نیسند
در پس خنده ی ظاهری من
تو به آسمان نزدیکترینی محبوب من
این جهان جایگاه من نیست
عشق در محدوده ی خطر محصور است
بعضی قلبها بهتر است دست نخورده بمانند
عزیزم آهسته حرکت کن
در کنارم باش
آهسته عزیزم
آهسته حرکت کن به عمق وجودم
من به تو عادت کرده ام
میدانم که درست نیست
آهسته عزیزم
و سرشار از غرور
آهسته و خوشحال عزیزم
من گریه کرده ام
آهسته عزیزم
زیرا که فقط عشق میداند چرا
میدانم که قرار است بمیرم
عشق متعالی هرگز نمیتواند بمیرد
درون عشقم زنده است
عشق را از او بگیر محبوب من
آنها احتیاجی به آن ندارند
درست وقتی که به تو بیشترین احتیاج را داشتم
آه عزیزم فقط خدا میداند که
در آن موقع من بدون عشق تو درون خودم گم شدم.

 

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

ای خدا

ای خدا آه ای خدا از توی آسمونا

گوش بده به قلب من که میخوام حرف بزنم

واسه یک روزم شده سکوتم را بشکنم

ای خدا خودت بگو واسه چی ساختی منو

توی این زندون غم چرا انداختی منو!!!!!!!!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا هرجا که میرم در به روم وا نمیشه؟!

چرا هرجا دلیه میشکنه مثل شیشه؟!

ای خدا حرفی بزن اگه گوش ت با منه

این چیه که قلبمو داره آتیش میزنه؟!!!

ای خدا خودت بگو واسه چی ساختی منو

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه دهم فروردین 1388 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

باور نکردی!!!

گفتم ای خوبم به فریادم برس افتاده ام از پا ولی باور نکردی!

گفتم از نا مهربان بودن پشیمان میشوی فردا ولی باور نکردی!

گفتم از نا باوری مُردم بیا و باورم کن

کم کن آزارم که میمانی تک و تنها ولی باور نکردی!

اشک من را دیدی و خندیدی و خونسرد رفتی!

سوختن ها را تماشا کردی و پرپر زدن ها را ولی باور نکردی!

من به تو خوبی نمودم تو بدی کردی به من!

گفتم ای غافل ندارد ارزشی دنیا ولی باور نکردی!

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: یکشنبه بیستم بهمن 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

!.!.!.!.!.!.!.!

آسمانا از چه رو اینگونه نا کامم نمودی!

هر کجا سنگه بلایی بود تو بر فرقم نمودی!

هر کجا زهر بلایی بود تو بر کامم نمودی!

روزگاری از پنجه ی من شیر و پلنگ عاجز بود

حلقه ی چشم تو نازم که چنین رامم نمودی!

بس فریب و حیله دیدم در مرام یارها!

بعد از این خلوت کنم با خاطرات پاره ها

طبال بزن بزن که نابود شدم!

در تار غروب زندگی پود شدم!

عمرم رفته خفته در کوره ی مرگ!

آتش زده استخوان بی دود شدم!

 

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

انتظار

خسته ام از تو 

خسته ام از تو 

خسته ام از انتظارت

دیگه تا بی نهایت

برو دوست ندارم

نمیمیرم برایت

دیگه سیرم از وفا

دیگه دنبالم نیا

دله تو سنگه

از وفا بویی نبرده

آخه مثل من

تیره تو به سنگ نخورده!!

 

یک تعداد عکس قشنگو با حالم در ادامه گذاشتم خیلی هات و باحاله حتما ببینید.روی لینکهای زیر(شماره های)یا ادامه ی مطلب کلیک کنید!!

1/2/3/4/5/6/7/8/9/10/11/12/13

 +ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

میتونی!نه نمیتونی!!!!!!

تو میتونی منو از پا درآری

تو میتونی که اشکم در بیاری

فقط تویی که میتونی عزیزم

منو عمری توی کما بذاری

تو میتونی که روحم رو بپاشی

تو میتونی دوسم نداشته باشی

آره تویی که میتونی عزیزم

بری لحظه ای یاد ما نباشی

ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از دلم هواتو

ولی خوب میدونی نمیتونی بگیری از من خاطراتو

تو میتونی نبینی خستگیمو

تو میتونی نفهمی بچگیمو

تو میتونی که نادیده بگیری

تمام لحظه های زندگیمو

بی وفایی تو خون توست میدونم

میتونی بگذری اینم میدونم

میدونم میتونی بشکنی ساده

دل و حرمت هر چی هست میدونم

ولی.................................

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: شنبه یازدهم آبان 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد!

               آخر ای محبوب زیبا              بعد از آن دیر آشنایی

              آمدی خواندی برایم              قصه ی تلخ جدایی

              مانده ام سر در گریبان           بی تو در شبهای غمگین 

              بی تو باشد همدم من           یاد دوران های دیرین

              آن گل سرخی که دادی           در سکوت خانه پژمرد

              آتش عشق و محبت               در خزان سینه ام سوخت

              اکنون نشسته در نگاهم          تیره های بلور چشمم

              یک دم نمیرود از یادم               تصویر پر غرور چشمت

              آن گل سرخی که دادی            در سکوت خانه پژمرد!!

 

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

سیاه بخت

منو میبینی به من میگن سیه بخت!

به من نخندید آدمای خوشبخت!

منم یه روزی روزگاری داشتم!

جوون بودم عشق به یاری داشتم!

این زمونه پیرم کرد!

از زندگی سیرم کرد!

نساخت یه روزی با من!

بسته به زنجیرم کرد!

آی زمونه چقر تو نامردی!

چه ظلم بی حدی به من کردی!

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: جمعه پانزدهم شهریور 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

تنها!!

بگذار که در حسرت دیدار بمیرم در حسرت دیدار تو بگذار بمیرم

دشوار بود مردن روی تو ندیدن بگذار به دلخواه تو دشوار بمیرم

بگذار که چون شمع کنم پیکر خود آب در بستر اشک افتم و ناچار بمیرم

میمرم از این عشق که جان دگرم نیست تا ار غم عشق تو دگر بار بمیرم

تا بوده ام ای دوست وفادار تو هستم بگذار بدان گونه وفادار بمیرم

او هم بار سفر بست        تنها ماندی دل من

        بی او در دام غمها           بر جای ماندی دل من  

ای دل امشب                              

                                 آزارم کن 

با بی تابی                               

                                          بیمارم کن !!    

  

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

گریه نمیکنم!!نرو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نذار که عشقه منو تو    اینجا به آخر برسه

بری تو و مرگ من از      رفتنه تو سر برسه     

....

دود اگر بالا نشیند کسر شاءن شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است

 

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: سه شنبه هشتم مرداد 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

??!!؟؟

دل خراب من دگر خرابتر نمی شود

که خنجر غمت از این خرابتر نمیزند

 

                            

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: شنبه بیست و دوم تیر 1387 ׀ موضوع: عکس ׀ لینک این پست ׀

خاطرات

بعد از چند وقت یه شعری چیزی خودم گفتم خدا کنه خوشتون بیاد

...

یاد اون روزا بخیر

که کنار باغچمون

بازی میکردیم من وتو

یاد اون روزایی که

گریه میکردم واسه تو

یاد اون روزی بخیر

که میگفتی

تو مال من ،من مال تو

یاد اون روزی بخیر

که پشت درخت خونمون

بوسه میدادیم من و تو

میگفتی عشق منی ناز منی

پس همیشه پیشم بمون

چی شد اون همه قول و قرار

تا که شدم عاشق تو

پا تو گذاشتی به فرار

حالا منم و این همه درد و رنج و غم

اینجا باشم اونجا باشم

عشقت نمیره از دلم

دشنه زدی به قلبمو

شکوندی تو بال وپرم

یاد حرفات که می افتم

چشام اشک بارون میشه

کاشکی دیگه عاشق نشم

که بخوام جدا بشم تنها بشم

...

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ׀ موضوع: شعرها و حرفهای دلم ׀ لینک این پست ׀

؟!؟

من  ان   موجم   که   ارامش  ندارم

با    اسانی   سر   سازش    ندارم

همیشه   در   گریز   و    در    گذارم

نمی مانم   به    یک    جا  بی قرارم

سفر   یعنی  من  و   گستاخی  من

همیشه   رفتن  و   هرگز      نماندن

هزاران      ساحل و    نادیده      دیدن

به  پرسش های بی   پاسخ  رسیدن

من از قبیله ی عشق از نسل انتظارم

k

نویسنده: ׀ تاریخ: شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

مرگ

الهی در شبه فقرم بسوزان

ولی محتاجان نامردان مگردان

عطا کن دست بخشش همتم را

خجل از روی محتاجان مگردان

الهی کیفرم را می پذیرم

که از تو ذات خود را پس بگیرم

کمک کن تا که با نا حق نسازم

برای عشق و آزادی بمیرم

marg

در دو روز عمر کوته سخت جانی کرده ام

با همه نا مهربانان مهربانی کرده ام

همدلی هم آشیانی هم زبانی کرده ام

...

میروم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم

گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم

بر کلام نا هماهنگ جدایی خط کشم

در سرود آفرینش نغمه ای موزون کنم

...


بس ملامت ها کزین نامردمان بشنیده ام

من نه هرگز شکوه ای از روزگاران کرده ام

نه از شکایت از دو رنگی های یاران کرده ام


نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: شنبه ششم بهمن 1386 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

~?؟~

گر تو هم نام نگارت نبری نیک تر است

همچو پروانه بسوزی و ننالی هنر است

ماتم از آه من آنشب ز چه میخانه نسوخت

بوسه می زد به لبم بهر چه پیمانه نسوخت

اگر اندک خبری داشت دل گمراهم

جمله میکرد ز اسرار نهان آگاهم

آفرین بر نفس بلبل شیرازی باد

بنده ی عشقم و از نفس پرستی آزاد

داده ام دل به نگاری که خدا میداند

نه مهر نه محبت نه صفا میداند

داده ام دل به کسی بالهوس و شهر آشوب

در خم طره ی او مهر و وفا کرده غروب

ای خدا به کسی یار به اغیار مکن

دل کافر به این درد گرفتار مکن

آخرین تیر جگر سوز به خون می کشد

آخرین عشق به صحرای جنون میکشد


یچه ها امیدوارم خوشتون بیاد اگه خوشتون اومد نظر هم بدید.


نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: یکشنبه شانزدهم دی 1386 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

( ّ)

هميشه ضربه ای کاري

ز خويش و اشنا خوردم

چشيدم زهر تنهايي

هميشه پشت پا خوردم

 

 

 دله ما انقدره پارست

بودنش مرگ دوبارست

آسمونه سينه ي ما

خيلي وقته بي ستاره است

هميني که باقي مونده

واسه دلخوشي تو بشکن

تيکه تيکه هامو بردن

آخرينشم تو بکن

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: سه شنبه چهارم دی 1386 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

GrandS

عجب حال خوشیه وقتی که مستی 

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: سه شنبه چهارم دی 1386 ׀ موضوع: عکس ׀ لینک این پست ׀

خودکشی

این پست درباره خودکشیه ،فکر کنم جالب باشه -وقتی عکسارو دیدید

نظرتونو درباره خودکشی بنویسید.

khoon

khodkoshi

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: دوشنبه دوم مهر 1386 ׀ موضوع: عکس ׀ لینک این پست ׀

با تو

با تو آسان میشود از سیاهی ها گریخت

...

با تو ،باتو اگه باشم

وحشت از مردن ندارم

لحظه هام پر میشه از تو

وقت غم خوردن ندارم

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

بوی گندم

سلام

من بعد یک مدت که نبودم و یک اتفاق برام افتاده بود -برگشتم.

حالا که اومدم شانس آوردم نمردم

moghe raftane mane

زندگی یه غروب نیست - صبحم داره

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ׀ موضوع: عکس ׀ لینک این پست ׀

سخنان آموزنده

اگر نمي تواني شاهراه باشي، کوره راهي باش. اگر نمي تواني خورشيد باشي، ستاره باش.

کميت، نشانگر پيروزي و يا ناکامي تو نيست. بهترين، هر آنچه هستي باش.

ذهن انسان بیشتر شبیه آهنرباست، هر چه را که به آن فکر می کند، به طرف خود می کشد.

برای آنکس که ایمان دارد، ناممکن وجود ندارد.

آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت هست.

آدمی که کم حرف می زند کمتر اشتباه می کند.

در زندگی همیشه به دنبال سه چیز باشید: دانایی، زیبایی و نیکویی.

از عقیده ات با تمام وجود دفاع کن، چرا که "سکوت" سرآغاز کار برای ویرانی توست.

یک سخن درشت محبت هفت ساله را از بین می برد.

می گویند فکر انسان مانند چتر نجات است وقتی خوب کار می کند که کاملا باز شود.

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: چهارشنبه سوم مرداد 1386 ׀ موضوع: سخنان بزرگان ׀ لینک این پست ׀

کسی با من نیست

در این کابوس تنهایی

در این حال پشیمانی

در این دریای بی ماهی

در این رویای ویرانی

دلم از غصه می خونه

از عشق های نا فرجام

از این دنیای با نفسا

از این دل های پر کینه

از این دشنه ی آبدیده

دلم از غصه میمیره

دلم از غصه میمیره

وقتی که یار من باران و دشمنم باد است

چرا مانم در این دنیا

!!!!!!!!!!!که باد هم یار باران است!!!!!!!!!!

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ׀ موضوع: شعرها و حرفهای دلم ׀ لینک این پست ׀

راه عشق

راه عشق نا پیدا نیست

                                نزدیک است

ولی راهی دشوار است

                              نا هموار و لغزان است

بیراهه فراوان دارد این راه غریب

                                        شیاطین در کمین اند

چشم دل خواهد و عزمی چون کوه

نا عاشقان گمراهند در این راه

به بیراهه روند آن ها              افتند به چاه هوسرانی

                      آن ها که عاشق بودند در راه هنوز هستند

                                           در راه هنوز هستند


نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 ׀ موضوع: شعر و عکس ׀ لینک این پست ׀

مارو باش (شهریار قنبری)

مارو باش رو چه درختی اسممون و جا میذاریم ، ماروباش!

قسمتی جز اون دو چشم نا مسلمون که نداریم ، ماروباش!

تشنه موندیم ولی مشت آب نا اهل و نخواستیم سر ظهر

گفتی از جنس نظر کرده ی ابریم و میباریم، ماروباش!

چشم خشکیده داره به ناودون کوچه حسادت میکنه

ما به این بغض سمج گفته بودیم ابر بهاریم ، ماروباش!

پاکی تو رونق یه دریا ماهی رو شکسته توی تور

دریا گفته که ما صیادیم و غافل که شکاریم، ماروباش!

به هوای تو چراغ حرمت رفیق و کشتیم نارفیق

چون برای حجله مون میخواستی مهتاب و بیاریم، ماروباش!

به هواداری تو شیشه ی میخونه را با سنگ شکستیم

سنگ و شیشه اگه دشمن،من و تو که موندگاریم، ماروباش!

غزل کوچه ی ما قلندرای پیر عاشق که اینه

فکر تازه عاشق پیاده باش ما که سواریم، ماروباش!

اینارو باش!

              اینارو باش!

 

 

نویسنده: سرباز پارسی ׀ تاریخ: پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 ׀ موضوع: بهترینهای شهریار قنبری ׀ لینک این پست ׀


© All Rights Reserved to deshne-jonoon.Blogfa.com / Theme by:
iTheme